جمعه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۷، ۰۵:۳۲ ب.ظ
دکتر حمید حنائی نژاد

نظر دین به مساله عرفان نفس نظر استقلالى نیست، بلکه نظر آلى و طریقى است، زیرا معلوم است که ذائقه دین راضى نیست به اینکه مردم به امرى سرگرم باشند که هیچ مربوط به معرفت پروردگار و عبادت او نباشد، دین که لحن گفتارش این است که:
" إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ - در نظر خدا دین عبارتست از تسلیم" و یا این که مى فرماید:" لا یَرْضى لِعِبادِهِ الْکُفْرَ- خدا کفر را براى بندگان خود نمى پسندد" چطور ممکن است راضى شود مردم عبادت و معرفت خدا را کنار گذاشته و تنها و تنها به عرفان نفس بپردازند؟! پس معلوم مى شود عرفان هم انگیزه اصلیش همان دین فطرى بوده، و گرنه خودش بخودى خود چیزى نیست که از فطرت سرچشمه گرفته باشد، و فطرت انسانى انسانها را به آن دعوت کرده باشد، تا اینکه گفته شود شاخ و برگهایش هم به اصل واحدى که همان دین فطرى باشد منتهى مى شود.
ممکن هم هست این معنا را به وجه دیگرى به ذهن خواننده نزدیک سازیم، و آن اینکه انسانیت به حکم فطرت و جبر طبیعت محکوم شده است که بمنظور سعادت خود، زندگى خود را اجتماعى نموده و مدنیت را اختیار کند. تاریخ و مباحث علمى اجتماعى هم این معنا را ثابت کرده که رجال و یا اقوامى، مردم را به قومیت و مدنیت دعوت نموده و سننى اجتماعى از قبیل سنن" قبایلى" و" سلطنتى" و" دموکراتى" و امثال آن وضع نموده و آن را در بین مردم اجرا کرده اند، و تا کنون نه بدلیل نقلى و نه بدلیل علمى ثابت نشده که در تمامى طول تاریخ بشریت اشخاصى- غیر اهل دین- پیدا شده باشند که به حکم فطرت و جبر طبیعت مردم را همانطور که به مدنیت سوق دادند بسوى عرفان نفس و تهذیب اخلاق دعوت کرده باشند، البته ممکن است بعضى از اصحاب عرفان، اهل دین نباشند، مانند ساحران و اصحاب ارواح و امثال آنها، و از غیر راه دین به یاد این نوع عرفان افتاده باشند، لیکن گفتار ما این است که اگر بیاد این مطلب افتاده اند از این جهت نبوده که فطرت انسانى آنها در خود احساس حاجت به عرفان مى کرده، و حس احتیاج فطرى آنها را به عرفان نفس واداشته، زیرا مى بینیم که فطرت چنین تقاضایى ندارد، بلکه از این راه بوده که بطور اتفاق بعضى از آثار غریبه نفس را دیده و به طمع افتاده اند که از این قدرت شگرف که در نفس است سر در آورده و بتوانند با کارهاى عجیب و غریب تصرفات فوق العاده اى در عالم نموده و مردم را از این راه فریب دهند این طمع و شوق، آنها را واداشت که دنبال این کار را گرفته و همچنین ادامه دهند تا کوره راهى به مقصود خود یافته و بتدریج آن را به راه هموارى تبدیل نمایند.
منبع: طباطبائی، موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،چاپ یازدهم، 1378ش، ج 6، صص 278-277
۹۷/۱۱/۱۹
۱
۰
دکتر حمید حنائی نژاد